تبليغاتX
درد و دلم رو به تو میگم
نمی دونم کی می خواد این گردونه روزگار ختم بشه؟
منظورم رو دوست دارم بدون پرده بگم منظورم از گردونه حلقه دوست داشتناست.
من اونو دوست دارم اون یکی دیگه رو و حتی اجازه فکر به من نمی ده که یک لحظه بخوام بهش فکر کنم.
و خودش انتظار داره که اون که میخواد بهش فکر کنه ولی نه دیگه نمی شه اون کسیه که باید به کسه دیگه فکر کنه.
این طوریه که این حلقه باعث ایجاد عشق زمینیاست و عین یه خوره میفته تو جونشونو می خوردشون.
+ نوشته شده توسط مت در سه شنبه بیست و یکم آذر 1385 و ساعت 13:22 |
زندگس مثل بازی شطرنجه
یا بد بازیش می کنی که اصلا حسلبت نمیآرن
یا اگر خوب بازی کنی همه دست به دست هم میدن تا شکستت بدن.
+ نوشته شده توسط مت در یکشنبه نوزدهم آذر 1385 و ساعت 16:18 |
چرا؟
من میخوامش
من دوسش دارم
مگه من دل ندارم
ولی قول میدم به دستش بیارم
آخه میدونی به من گفت نمی خوام از این رابطه ها داشته باشم یعنی میخواد تا آخر عمر تنها بمونه
+ نوشته شده توسط مت در چهارشنبه پانزدهم آذر 1385 و ساعت 19:44 |
سلام
خیلی سخته آدم کسی رو نداشته باشه که بتونه چیزایی که نباید به هیچ کس گفت رو بهش بگه.
من خودمو کشتم تا جواز ورود به این دهکده رو پیدا کنم.
دیگه برا خودم زنگی می کنم هر چی بخوام می گم فقط به تو تو هم میدونم به همه نشونش میدی ولی کسی نیستی که من ازت دلگیر بشم.
+ نوشته شده توسط مت در چهارشنبه پانزدهم آذر 1385 و ساعت 19:22 |